دژاوو – Deja vu

حتما برای شما هم اتفاق افتاده است، صحنه‌ای که برای دیگران جدید است ولی برای شما کاملا اشناست اکثرا چنین رخدادهایی را به روح یا موضوعی ماورایی نسبت می‌دهند اما علم (همانند گذشته) باز هم ثابت کرد که این اتفاقات ارتباطی به ماورای طبیعه ندارند. این احساس تقریبا برای تمامی انسان‌ها رخ می‌دهد، دانشمندان این اتفاقات را بی‌ربط به اشتباهات مغز نمی‌دانند، همان طور که در کامپیوترها دچار مشکل (Error) می‌شویم در مغز هم چنین اشتباهات یا گپ‌های محاسباتی رخ می‌دهد.

دژاوو (Deja vu) کلمه‌ای فرانسوی به معنای “پیش از این دیده شده” است که در فارسی با عبارت آشنا پنداری توصیف می‌شود. این همان حس غریب و وهمی است که در مواجهه با منظره، اتفاق یا تجربه‌ای کاملا جدید به آن دچار می‌شویم و تصور می‌کنیم این واقعه، در گذشته و کاملا به همین ترتیب برایمان رخ داده یا شاهد رخ دادن آن بوده‌ایم.

تجربه دژاوو غالبا با حسی از آشنایی و همچنین احساس غرابت همراه با وحشت و مرموز بودن همراه است. معمولا چنین حسی به یک رویا ربط داده می‌شود اما گاهی این حس به قدری قدرتمند است که شخص اطمینان دارد واقعا در گذشته شاهد این ماجرا بوده است. گاهی دژاوو با عبارت “به خاطر آوردن آینده” توصیف می‌شود.

به نظر می‌رسد که تجربه دژاوو بسیار معمول باشد، در تحقیقات رسمی، بیش از ٧٠ درصد جمعیت جهان لا اقل یک مرتبه چنین حالتی را تجربه کرده‌اند. در ادبیات گذشته نیز اشاراتی به دژاوو دیده می‌شود و این نشان می‌دهد که این پدیده تنها مختص زمان ما نیست.

انواع مختلف دژاوو

بنابر گفته آرتور فانکهاوزر (Arthur Funkhouser) محقق سوئیسی، سه نوع عمده آشناپنداری وجود دارد:

١) دژا وکو (Deje Vecu)

که معمولا “پیش از این دیده شده” یا “قبل از این تجربه شده” ترجمه می‌شود، در این نقل قول از چارلز دیکنز (Charles Dickens 1812-70) نویسنده مشهور انگلیسی شرح داده شده است: “همه ما احساسی را تجربه کرده‌ایم که گاهی بر ما چیره می‌شود، گویی آنچه را می‌گوییم و انجام می‌دهیم، قبلا گفته و انجام داده‌ایم، در زمانی دور، آن گاه که در میان همین چهره‌ها، اشیاء و موقعیت‌ها بوده‌ایم و کاملا می‌دانیم چه خواهیم گفت، مانند این که ناگهان چیزی را به خاطر آورده باشیم.”

منظور اکثر افراد هنگام صحبت از دژاوو در واقع دژا وکو است، آمار نشان می‌دهد که بیش از ٧٠ درصد افراد جهان به خصوص در سنین ١٥ تا ٢٥، چنین تجربه‌ای داشته‌اند. این حالت معمولا درباره اتفاقاتی بسیار پیش پا افتاده رخ می‌دهد اما احساس آن به قدری تکان دهنده است که حتی تا سال‌ها بعد در ذهن شخص باقی می‌ماند.

دژا وکو به تجربه‌ای دلالت می‌کند که حواسی بیش از حس بینایی را درگیر می‌کند و به همین دلیل عبارت دژاوو (به معنای از پیش دیده شده) نمی‌تواند چندان صحیح باشد. حواس انسان تا حد زیادی به جزئیات توجه کرده و شخص تصور می‌کند که “همه چیز” همان طور که قبلا اتفاق افتاده، به وقوع می‌پیوندد.

اخیرا اصطلاح دژا وکو برای توصیف احساس بسیار قوی و ماندگار دژاوو به کار می‌رود که در اثر نوعی ناهنجاری حافظه رخ می‌دهد.

٢) دژا سنتی (Deja Senti)

این پدیده حالتی است که شخص حس می‌کند چیزی را قبلا “احساس کرده است”. این تجربه منحصرا یک واقعه ذهنی است و هیچ جنبه الهام در آن وجود ندارد و خاطره آن به ندرت پس از وقوع در ذهن شخص باقی می‌ماند.

دکتر جان هالینز جکسون (John Hughlings 1835-1611) عصب شناس انگلیسی، در سال ١٨٨٩ سخنان یکی از بیمارانش را که از نوعی صرع رنج می‌برد، ثبت کرد:

“آنچه توجه را به خود جلب می‌کند همان چیزی است که قبلا آن را مشغول ساخته بود، اما برای مدتی فراموش شده بود و اکنون همراه با اندکی حس رضایت از این که در جستجویش بوده‌اند، بازگشته است. در همان حال یا دقیق‌تر بگویم در همان لحظه به طور مبهمی از این که این یادآوری چیزی موهوم بوده و حالت من عادی نیست، آگاه هستم. این یادآوری معمولا با شنیدن صدای کسی یا افکار شفاهی خودم آغاز می‌شود و تصور می‌کنم در چنین موقعیت غیر عادیی عباراتی چون؛ آه بله؛ متوجه شدم؛ و البته، به یاد می‌آورم؛ در ذهنم شکل می‌گیرد، اما یکی دو دقیقه بعد هیچ یک از کلماتی که موجب این یادآوری شده را به خاطر نمی‌آورم. فقط به شدت احساس می‌کنم که این حس مشابه دفعات دیگری که در حالت غیر عادی به سر می‌بردم است.”

٣) دژا ویزیته (Deja Visite)

این پدیده کمتر شایع است و عبارت است از احساس آشنایی غیر واقعی نسبت به یک مکان جدید. ترجمه این عبارت “پیش از این بازدید شده ” است و به این معناست که شخص در مکانی جدید احساس می‌کند محل را به خوبی می‌شناسد و حتی قبل از این مسیرهای مختلف را در شهر یا عمارت طی کرده است.

چنین پدیدهای توسط مرتبط ساختن آن با رویا، تناسخ و همچنین تجربیات خروج روح از بدن شرح داده شده است. علاوه بر این‌ها عدهای بر این باورند که مطالعه فراوان درباره جزئیات یک مکان خاص می‌تواند موجب بروز چنین حسی شود.

دو مثال مشهور از چنین موقعیتی توسط ناتانیل هاثورن (Nathaniel Hawthorne) نویسنده قرن نوزدهم آمریکا، درکتاب “خانه قدیمی ما” (Our Old Home) و همچنین سر والتر اسکات (Sir Walter Scott) نویسنده اسکاتلندی قرن ١٨ و ١٩ در کتاب گای مانرینگ (Guy Mannering) شرح داده شده است.

هاوثورن می‌نویسد که ویرانه‌های یک قصر قدیمی در انگلستان برایش بی‌نهایت آشنا بوده است و او بعدها توانسته رد این شناسایی غریب را در نوشته‌های الکساندر پوپ (Alexander Pope) شاعر و هزل‌نگار انگلیسی قرن ١٧ و ١٨، بیابد که دو قرن پیش از او، در مطالب خود شرح مفصلی از این قصر نوشته بوده است.

برای تشخیص دژاویزیته از دژاوکو، مهم‌ترین نکته این است که منبع احساس را بیابیم. منبع بروز دژاوکو، رخدادی زمانی است اما در حالت دژاویزیته، ذهن ما با یک مکان احساس آشنایی می‌کند.

پژوهش‌های علمی

در سال‌های اخیر، دژاوو موضوع تحقیقات مهم روان‌شناختی و نوروفیزیولوژی بوده است. محتمل‌ترین توضیح برای دژاوو این است که این حس، نوعی پیش آگاهی یا غیب‌گویی نیست، بلکه نوعی بی‌ترتیبی حافظه به شمار می‌آید و تصور “یاد آوری” یک تجربه است.

توضیح این امر چنین است که احساس “به خاطرآوردن” در اکثر موارد بسیار قدرتمند و واضح است اما موقعیت تجربه “قبلی” (زمان، مکان و چگونگی این تجربه قدیمی‌تر) برای شخص کاملا نامشخص و گنگ است.

همچنین، به مرور زمان اشخاص مورد مطالعه، داشتن حس دژاوو را به خوبی به خاطر دارند، اما این که این حس در کجا و چه موقعیتی رخ داده را به یاد نمی‌آورند. این حالت به خصوص می‌تواند ناشی از برخورد میان سیستم‌های عصبی مربوط به حافظه کوتاه مدت (آنچه در زمان حال و نزدیک به آن رخ می‌دهد) و حافظه بلند مدت (آنچه در زمان گذشته و گذشته دور واقع شده) باشد.

ارتباط با ناهنجاری‌ها

میان دژاوو و ناهنجاری‌های روانی چون شیزوفرنی و اضطراب ارتباطاتی بالینی وجود دارد و احتمال رخ دادن تجربه آشناپنداری در مورد اشخاص مبتلا به چنین بیماری‌هایی بسیار افزایش می‌یابد. البته قوی‌ترین رابطه پاتولوژیک دژاوو با صرع توام با اختلال حافظه است و این ارتباط، محققان را به این نظریه سوق داده است که شاید دژاوو نوعی ناهنجاری عصب شناختی است که با ترشحات الکتریکی نابجا در مغز رخ می‌دهد.

مواد مخدر

بنا به گزارش‌های موجود، بعضی مواد مخدر یا محرک احتمال بروز دژاوو را در مصرف کننده افزایش می‌دهند. بعضی داروهای مخدر نیز با استفاده همزمان می‌توانند حس دژاوو را ایجاد نمایند. بنا بر یک گزارش، مرد سالمی که به آنفلوانزا مبتلا شده بود با مصرف همزمان یک داروی ویروس‌کش و ضد حساسیت، دچار حالت توهم و آشناپنداری شده بود.

این تجربه برای او چنان جذاب بود که تمام داروهای تجویز شده خود را به همان ترتیب مصرف کرد و ماجرا را به عنوان یک مورد مطالعاتی برای روانشناسان حکایت کرد.

عصب شناسی

در اواخر قرن ١٩ و اوایل قرن ٢٠، اعتقاد بر این بود که دژاوو می‌تواند بر اثر زمان‌بندی نادرست پیام‌های عصبی باشد. چنین تصور میشد که این اشتباه در تنظیم زمان، موجب می‌شود که مغز باور کند که برای بار دوم دچار تحریک عصبی شده در حالی که مغز یک پیام را با تاخیر دریافت نموده و در واقع یک رویداد واحد را دو بار تجربه می‌کند.

تعدادی از نظریات مشابه این نیز وجود دارند که عدم ارتباط صحیح دو نیم‌کره مغز و همچنین تحریکات بیش از حد سریع نورونی نیز از آن دسته‌اند. شاید یکی از تصدیق شده‌ترین تئوری‌ها مربوط به تاخیر در رسیدن نور به یکی از چشم‌ها باشد. درواقع یک چشم به جای هماهنگی کامل با چشم دیگر، با تاخیری اندک پیام آنچه دیده را به مغز می‌رساند این حالت به ایجاد حسی از آشنایی در برابر منظرهای منجر می‌شود که تنها یک بار دیده شده، اما پیام دیدن آن دو بار به مغز مخابره شده است.

این تئوری با وجود پذیرفتنی بودن، به خاطر سر و کار داشتن با لحظه بسیار کوتاهی از زمان، قابل آزمودن نبود و از طرفی گزارشات متعدد از بروز حس دژاوو در افراد نابینا، تناقضی پر اهمیت در این ایده ایجاد نمود. فرا روانشناسی دژاوو با پیش آگاهی، غیب گویی یا قوه درک فوق حساس، رابطه نزدیکی دارد و نزد عامه مردم معمولا به عنوان شاهدی بر توانایی‌های ذهنی ذکر می‌شود. توضیحات غیر علمی این حالت را به پیش گویی، شهود و خاطرات زندگی گذشته مرتبط می‌داند.

رویاها

عده‌ای اعتقاد دارند که دژاوو خاطره رویاهایی است که می‌بینیم. هرچند بخش بزرگی از رویاها معمولا به یاد نمی‌ماند، مغز شخص در حالت خواب دیدن در بخش‌هایی فعالیت نشان می‌دهد که کار پردازش حافظه دراز مدت در آن انجام می‌گیرد.

چنین تصور می‌شود که رویاها با نادیده گرفتن بخش حافظه کوتاه مدت، مستقیما وارد حافظه دراز مدت می‌شوند. در این مورد، دژاوو می‌تواند خاطره رویایی فراموش شده باشد که با واقعه در حال وقوع، عناصری مشترک داشته باشد. این حالت مشابه حالتی است که دژا ریوه (déjà rêvé) یا “قبل از این در رویا دیده شده” نام دارد.

دژاوو مزمن: برخی افراد سال‌خورده بطور مداوم چنین پدیدهای را تجربه می‌کنند. حتی از مراجعه به پزشک سرباز می‌زنند، چرا که تصور می‌کنند قبلاً به پزشک مراجعه کرده‌اند، اما مشکلشان حل نگردیده است. به باور پژوهشگران این افرد دارای نارسایی در لوب گیجگاهی می‌باشند. مداراتی که وقتی شما چیزی را به خاطر می‌آورید فعال می‌گردند، در این عارضه همواره در حالت روشن باقی می‌مانند. بنابراین خاطراتی را خلق می‌کنند که عملاً وجود نداشته‌اند.

دلایل غلط بروز دژاوو:

تناسخ روح، حواس فراطبیعی، پیش آگاهی

دژاوو به دو دسته تقسیم بندی می‌گردد:

١) دژاوو تداعی گر: در افراد سالم روی می‌دهد. این حالت هنگامی که شما چیزی را می‌بینید، می‌شنوید و یا می‌بویید، احساسی را در شما پدید می‌آورد، که در آن چیزهایی که پیشتر دیده‌اید، شنیده و یا بوییده‌اید را برایتان تداعی می‌کند. این نوع دژاوو یک تجربه مبتنی بر حافظه است و مراکز حافظه در مغز مسئول پیدایش آن می‌باشند.

٢) دژاوو بیولوژیکی: در افراد مبتلا به صرع لوب گیجگاهی روی می‌دهد. این بیماران معمولاً درست پیش از تجربه تشنج، دژاوو را تجربه می‌کنند. این نوع دژاوو با نوع قبل بطور واضح و بارزی متفاوت است. فردی که دژاوو بیولوژیکی را تجربه می‌کند، به واقع باور دارد که این شرایط را عیناً در گذشته تجربه کرده است، و نه یک احساس لحظه‌ای که فوراً ناپدید می‌شود.

نکته: دژاوو در اختلالات روانی نظیر اضطراب، افسردگی، اختلالات گسستگی و اسکیزوفرنیا نیز مشاهده می‌گردد.

نکته: رده سنی بین ١٥ تا ٢٥ سال بیش از سایر گروه‌های سنی دژاوو را تجربه می‌کنند. تجربه دژاوو با افزایش سن کاهش می‌یابد.

نکته: پدیده دژاوو بیشتر توسط افرادی که بیشتر سفر می‌کنند، متمول بوده، از تحصیلات بالاتری برخوردارند، قوه تخیل فعال‌تری دارند، قادر به یادآوری رویاهای خود هستند و روشنفکرتر هستند تجربه می‌گردد.

نکته: برخی پژوهشگران اعتقاد دارند دژاوو بیشتر در زمانهایی که فرد مضطرب و دارای استرس است بیشتر تجربه میگردد. برخی نیز عکس این فرضیه را قبول دارند. یعنی هر چه فرد آرام تر و آسوده خاطر تر باشد، احتمال این که دژاوو را تجربه کند بیشتر است.

و اما دلایل غالب:

١) توجه تقسیم شده (divided attention): که به نظریه تلفن همراه نیز شهرت دارد، هنگامی که ما حواسمان به چیزی منحرف می‌گردد (صحبت با تلفن همراه)، باز بطور نیمه خودآگاه (زیر آستانه‌ای) وقایع پیرامون خود را به حافظه می‌سپاریم، اما ممکن است آنها را بطور آگاهانه در حافظه خود ثبت نکنیم. سپس وقتی که ما فرصت می‌یابیم به عملی که در حال انجامش می‌باشیم تمرکز یابیم (رانندگی)، پیرامون ما آشنا بنظر خواهند رسید. برای مثال وقتی که شما برای نخستین بار وارد منزلی می‌شوید، توجه شما بیشتر به صاحبخانه معطوف است، اما مغز شما در این حین خانه را از حیث دیداری، شنیداری و یا بویایی مورد پردازش قرار می‌دهد. و شما وقتی که به خانه نظر می‌افکنید، چنین می‌پندارید که قبلا آن جا بوده‌اید.

تجربه اولیه یا بطور کامل مورد توجه قرار نگرفته و یا بدرستی و با جزئیات در حافظه رمز گذاری نشده است. بنابراین شرایط فعلی آغازگر یادآوری اجزاء از گذشته می‌شود. فرد از آنجایی که دقت کافی نکرده، عمده تجربه اولیه را فراموش کرده است. تجربه اولیه ممکن است چند ثانیه تا چند دقیقه قبل از حالت دژاوو روی داده باشد.

نکته: ذهن ناخودآگاه اندکی سریعتر از ذهن خودآگاه ما شرایط پیرامون ما را پردازش و ادراک می‌کند.

٢) هولوگرام (hologram theory):خاطرات همچون هولوگرام می‌باشند، یعنی شما می‌توانید کل تصویر ٣ بعدی را توسط هر کدام از اجزاء کل بازآفرینی کنید. هر چه آن اجزاء کوچک‌تر باشند، تصویر نهایی مبهم‌تر خواهد بود. دژاوو هنگامی رخ می‌دهد که برخی از جزئیات موجود در محیطی که ما در آن حضور داریم (صحنه، بو، صدا) مشابه برخی بقایای خاطره ما از گذشته است، که مغز ما صحنه کامل را از روی اجزاء (موجود فعلی) بازآفرینی کرده است.

٣) پردازش دوگانه (dual proccesing): و یا تاخیر دیداری مبتنی است بر این که چگونه مغز اطلاعات جدید را پردازش کرده و خاطرات کوتاه مدت و بلند مدت را ذخیره می‌کند. به باور برخی دانشمندان پاسخ به تاخیر افتاده نورولوژیکی علت دژاوو است. از آنجایی که اطلاعات به مرکز پردازش مغز از طریق بیش از یک مسیر وارد می‌گردد، امکان دارد که گاه آن تلفیق و ترکیب اطلاعات با یکدیگر همزمانی نداشته باشند. لوب گیجگاهی چپ مغز مسئول طبقه بندی اطلاعات ورودی می‌باشد. لوب گیجگاهی اطلاعات را دو مرتبه، با یک تاخیر چند میلی ثانیه‌ای بین ارسال دو پیام دریافت می‌کند. یک بار مستقیما و یک بار دیگر از راه انحرافی از نیم‌کره راست مغز. چنانچه تاخیر ارسال پیام دوم اندکی بیشتر از معمول طول بکشد، مغز ممکن است اطلاعات را به غلط زمان‌بندی کرده و به عنوان یک حافظه پیشین ثبت کند، که در این صورت حس ناگهانی آشنایی به انسان دست می‌دهد.

ـ مسیر سیگنال‌های دو چشم به سمت مغز از حیث طول اندکی متفاوت است. مغز اطلاعات را از یک چشم دریافت کرده و فوراً در حافظه ثبت می‌کند. لحظه‌ای بعد سیگنال از چشم دوم به مغز می‌رسد. سپس مغز فوراً در می‌یابد که اطلاعات دریافتی آشنا است، دقیقا مشابه آنچه در حافظه موجود است. هرگاه اختلاف ورود اطلاعات دو چشم بیش از ٠٢٥.٠ ثانیه بطول انجامد ،ممکن است مغز دو تصویر را یک تصویر واحد تفسیر نکرده و حالت دژاوو به انسان دست دهد.

ـ انسان در واقع دو روش پردازش اطلاعات دیداری مجزا در مغز خود دارد. یک مسیر ساقه مغز که در مراحل اولیه تکامل، مغز برای پردازش اطلاعات دیداری از آن استفاده می‌کرده است. و مسیر جدید تالاموس که انسان امروزی از آن استفاده می‌کند، چراکه کارآمدی و سرعت عمل آن بیشتر است. سرعت پردازش اطلاعات دیداری در مرکز تالاموس ٠٢٥.٠ ثانیه سریع‌تر از مرکز ساقه مغز است. برخی افراد که کماکان مسیر قدیمی ساقه مغزشان فعال است، مغز دو تصویر مجزا از یک صحنه دریافت می‌کند که دژاوو را پدید می‌آورد.

٤) منابع دیگر خاطرات: ما دارای خاطرات ذخیره شده فراوانی از جوانب گوناگون زندگی خود هستیم. نه تنها از تجارب شخصی خودمان بلکه از تجارب دیگران، فیلم‌های سینمایی، تصاویر و کتاب‌های که مطالعه‌شان کرده‌ایم. ما ممکن است خاطرات محکمی از چیزهایی که دیده و یا خوانده‌ایم در حافظه‌مان داشته باشیم، بدون این که آنها را شخصاً تجربه کرده باشیم. به مرور زمان این خاطرات ممکن است به ذهن ما رانده شوند. وقتی ما چیزی را می‌بینیم و تجربه می‌کنیم که بسیار شبیه یکی از همین خاطرات است به ما احساس دژاوو دست می‌دهد.

٥) رویاها: عقیده

دیدگاهتان را بنویسید